موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی
همین الان بروبیرون از قلب خونینم کسی دیگر میخواهی اما بدان که من اینم به خود می کوبم و بازم نمیری تو به بیرون دگر شدم رسوا در این عشق و واقعا مجنون بدان آتش گرفته این دل خاموشی انگار ندارد شراره های عشق سردت بر پیکر دل می بارد شدم عاشق شدی ظالم شدم مهر و شدی باطل شدم آدم شدی حوا شدم ناقص شدی کامل اگر بیرون روی ممنون دگر کاری ندارم که هر شب اشک دل را ز روی گونه بردارم نظرات شما عزیزان: شنبه 1 فروردين 0برچسب:, :: 11:9 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |